واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

778

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كه حديث نبوى را نقل كند . سلطان رضا داد و چنان‌كه رسم است براى استماع حديث به زانو درافتاد . مضمون حديث اين بود كه پيامبر مؤمنان را از زيان رساندن به آل عباس برحذر داشته ، سلطان پاسخش چنين گفت : گرچه من تركم و زبان عربى را خوب نمىدانم ، مع هذا معنى حديثى را كه ذكر كردى دريافتم ولى به هيچ يك از اخلاف عباس آزارى نرسانده‌ام و نخواستم بديشان بدى كنم . و ضمنا به من خبر رسيده كه در زندان امير مؤمنان دائما برخى از ايشان [ اخلاف عباسيان ] محبوسند و در همانجا به تكثير نسل مىپردازند . كاش شيخ اين حديث را براى امير مؤمنان تكرار مىكرد - كه بهتر و مفيدتر مىبود » . شيخ خواست ثابت كند كه خليفهء مجتهد ( تعبير كنندهء دستورات دين ) است و حق دارد افراد را براى خير و صلاح جامعهء اسلامى به زندان افكند . رسالت شيخ به جائى نرسيد و دشمنى دو فرمانروا فقط شدت يافت . پاسخ سلطان با اينكه بسيار نكته سنجانه بود ، البته ، نمىتوانست احترام جامعهء آن روزى مسلمانان را به رئيس و پيشواى اسلام متزلزل سازد . ابن الاثير نيز « 1 » با همان روح سخنان منقول شيخ « از فضايل خاندان نجيب عباسيان » سخن مىگويد و اظهار عقيده مىكند كه هركس خواست به آن دودمان بد كند به سزاى عمل يا نيت سوء خود رسيد . به گفتهء جوينى ، سلطان نمى - خواست كه دربارهء وى ( سلطان ) بگويند كه « برهوس ملك قصد امام كه ركن اسلام ببيعت او تمام شود ايمان خود را بر باد داد » « 2 » . بدين سبب وى مىبايست

--> ( 1 ) - چاپ تورنبرگ ، XII ، 227 : 194 . d ' Ohsson , « Histoire des Novgols » , t , l , P . ( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورقهاى 145 - 144 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 121 .